رابطه‌ ترك‌ و تات‌

ضرب‌المثل‌ قديمي‌ «باش‌ سيز بورك‌ اولمز ، تات‌ سيز تورك‌» را شنيده‌ايم‌. به‌ راستي‌ اين‌ دو چه‌رابطه‌اي‌ باهم‌ دارند. رابطه‌ ترك‌ و تات‌ به‌ چه‌ زماني‌ مي‌رسد وچرا مانند كلاه‌ و سر لازم‌ و ملزوم‌ يكديگر خوانده‌ شده‌اند؟.
اگر تركان‌، قوم‌ و ملت‌ مشهوري‌ هستند كه‌ اكنون‌ دربخشي‌ از آسيا پراكنده‌اند، تاتها كيستند كه‌ نامشان‌ همه‌ جاهمراه‌ ترك‌ است‌ و سايه‌ به‌ سايه‌ ي‌ نام‌ ترك‌ وارد اسناد ومنابع‌ تاريخ‌ ايران‌ شده‌ است‌؟ آيا در زمانهاي‌ كهن‌، هنگامي‌كه‌ هنوز تركان‌ در سرزمين‌ اجدادي‌ خود واقع‌ در دامنه‌هاي‌جنوبي‌ رشته‌ كوههاي‌ آلتاي‌ به‌ سر مي‌بردند با تات‌ آشنابودند و يا در زمانهاي‌ بعد كه‌ دامنه‌ تهاجم‌ و مهاجرتهاي‌خود را به‌ سوي‌ غرب‌ و خاك‌ ايران‌ گسترش‌ دادند، با مردمي‌كه‌ «تات‌» ناميده‌ مي‌شدند، ارتباط‌ برقرار كردند و مانند كلاه‌و سر لازم‌ و ملزوم‌ همديگر شدند .
بنا به‌ برخي‌ روايات‌ اگر تات‌ نامي‌ است‌ كه‌ تركان‌ بر ايراني‌زبانان‌ نهاده‌اند، پس‌ چرا اهالي‌ افغانستان‌ و تاجيكستان‌كنوني‌ كه‌ از دير باز همسايه‌ تركان‌ بودند، تات‌ خوانده‌نشده‌اند. آيا واقعا" تات‌ و تاجيك‌ و تازيك‌ برساخته‌ از يك‌ماده‌ لغوي‌ و داراي‌ يك‌ معني‌ هستند ؟
و دهها پرسش‌ ديگر كه‌سعي خواهد شد براي‌ آن‌ ها پاسخي مستند و علمي پيدا شود.
مقدمه كتاب " تات هاي ايران و قفقاز " تاليف علي عبدلي

گویشهای تاتی ایران

گیتی شکری
گویشهای تاتی ، از گویشهای مرکزی ایران که به دستة شمال غربی زبانهای ایرانی (شاخه ای از زبانهای هند و اروپایی ) تعلق دارند. گویش تاتی که از یک سو با سمنانی و از سوی دیگر با تالشی پیوند دارد، از گویشهای قومی زبانهای ایرانی در ناحیه هایی است که معمولاً زبان بومی آنها ترکی است . گایگر گویش تاتی را زیرگروه لهجه های خطة خزر می داند (اورانسکی ، ص 317).

برخی از محققان حدس می زنند که ایرانی زبانان تاتی در دورة ساسانیان ، برای نگهبانی از مرزهای شمال غربی پادشاهی ساسانی ، به قفقاز گسیل شده باشند (همان ، ص 316). تاتی به دلیل مجاورت با مناطق ترک زبان ، و در برخی نواحی با گویش تالشی و گیلکی ، در معرض تهدید و نابودی است . بسیاری از تات زبانان به ترکی نیز صحبت می کنند، و تعدادی نیز در همسایگی گیلان ، به گیلکی و تالشی هم سخن می گویند. با اینهمه ، تمام روستاهایی که در 1330 ش ، در فرهنگ جغرافیایی ایران ، تات زبان معرفی شده اند، در ش نیز تات زبان بوده اند (بازن ، ج 2، ص 438).

گویش تاتی به طور کامل بررسی نشده است . نواحی مهمی که این گویش در آنها رایج است به این قرار است : 1) جنوب غربی قزوین ، از تاکستان تا اِشتهارد؛ 2) خوئین در شصت کیلومتری جنوب غربی زنجان و تعدادی روستاهای کوچک در اطراف خوئین ؛ 3) خلخال و طارم ؛ 4) هرزند و دیزمار؛ 5) شرق و شمال شرقی قزوین در کوهپایة رودبار و الموت (یارشاطر، ص 17ـ 18) و افزون بر این ، در نقاطی از قفقاز در جمهوری آذربایجان و داغستان و در میان برخی از یهودیان کوهستانی که خود را داغ ـ جَفود می نامند (اورانسکی ، ص 315). تات زبانان قفقاز در سالهای اخیر تحقیقات زیادی دربارة زبان خود انجام داده اند. ایشان مانند بیشتر تات زبانان ایرانی به ترکی نیز صحبت می کنند (همان ، ص 316). تاتی قفقاز به زبان فارسی امروز بسیار نزدیک و به گروه جنوب غربی زبانهای ایرانی منتسب است و در نتیجه با دیگر گونه های تاتی تفاوت کلی دارد ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل "Tat" ).

ادامه نوشته

تات

علی پورصفر قصابی نژاد

  اصطلاحی که ترکان قدیم به بیگانگانِ مقیم سرزمینهای خود اطلاق می کرده اند. قدیمترین سندی که در آن واژة تات به کار رفته ، سنگنوشته های اورخون مغولستان است که از قرن دوم برجای مانده است . تات در این سنگنوشته ها ظاهراً به معنای «اَتْباع » و «رعایا» به کار رفته است ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل «تات .1» و «اورخون »). در دیوان لغات الترک ، که در قرن پنجم تألیف شده ، تات به شکل تَت نیز ضبط شده و به معنای ایرانی ، فارسی ، فارسی زبان آریایی نژاد و کافر اویغوری آمده است (کاشغری ، ذیل «تات »، «تَتْ»، نیز رجوع کنید به ذیل «اُس »، «سُملِم تَتْ»). چون اصطلاح «تَژِک » (تاجیک ) در عصر ایلک خانیان (قراخانیان ؛ همان ، ذیل «تَژِک ») و احتمالاً پیش از آن (بهار، ج 3، ص 50) به ایرانیان اطلاق می شده ، می توان پنداشت که لفظ تات علاوه بر اینکه به ایرانیان و مردم یکجانشین گفته می شده (بارتولد، 1358 ش ، ص 320)، عنوانی بوده که پیش از ایلک خانیان بر عناصر خارجی سرزمینهای ترکان (احتمالاً خارجیان یکجانشین ترکستان ، بعضی قبایل متمدن ترک ، اقوام مغلوب و ساکنان نواحی تحت تصرف ترکان ) اطلاق می گردیده است ( د. فارسی ، ذیل واژه ؛ نیز رجوع کنید به د. اسلام ، ذیل «تات .1»). تات ، فرودست ، پست و رعیت نیز معنی شده است (رجوع کنید به «تاتار * »). این اصطلاح بعدها تحول معنایی پیدا کرده است ؛ با اینهمه ، ظاهراً تات در همة دوره ها بتدریج به مردم ایران اختصاص یافته است . بنابر منابع موجود، تحول معنایی تات از قرن نهم و دهم تا چهاردهم به این ترتیب بوده است : تازیک (رجوع کنید به فیضی سرهندی ، ذیل واژه )، رعایای ایرانی و گریزان از جنگ (دلاواله ، ص 50)، تاجیک یا مردم بومی ایران (کمپفر ، ص 880؛ سانسون ، ص 550)، فرقة تاجیک (استرآبادی ، ذیل واژه )، ساکنانِ مزارع و روستاها و شهرهای ایران (ژوبر ، ص 193)، کشاورزان و ایرانیان یکجانشین (اوبن ، ص 34، پانویس )، جماعتی از رعایا که ساکن شهر نیستند، خدمتگزار، مردم بیکاره و عاطل (قدری ، ذیل واژه ، به نقل از اللغات النوائـیّه و الاستشهادات الجغتائیه )، ساده دل و عوام الناس (همانجا)، دنباله روان از یک رهبر ( د. اسلام ، همانجا، به نقل از اللغات النوائـیّه ) و شخص دانشمند و اهل کتاب (دهخدا، ذیل واژه ).
ادامه نوشته

مسئله تات و تاتی در ایران

واژه « تات» اصطلاحي است كه از جانب تركان به اشخاص و اهالي فارسي زبان اطلاق گرديده و در منابع ادبي و تاريخي آنان بيشتر به كار رفته است. در منابع ايراني معمولاً اصطلاح « ترك و تاجيك» گروه فارسي زبان و ترك زبان را مشخص مي‌كرده است. با اين وصف، در تاريخهاي ايراني قبل از صفويه هم اين اصطلاح به چشم مي‌خورد، و از زمان شاه عباس كبير به بعد، اكثراً در نوشته‌هاي جهانگردان خارجي اين واژه به تعبير و تعريف درآمده است.
اي. پ. پطروشفسكي، در رساله « نهضت سربداران خراسان» مي‌نويسد:
شيخ حسن و مسعود (پس از پيروزي سال 742هـ ) ناچار مي‌بايست خواستهاي عامه مردم را برآورند و با بزرگترين امير فئودالي خراسان ــ معزالدين حسين كرت ملك هرات، وارد جنگ شوند.
وي در آن روزگاران مستقل بود و يار و متحد طوغاي تيمورخان مغول شمرده مي‌شد. سربداران لشكري مركب از ده هزار مرد جنگي گرد آوردند. اين لشكركشي از لحاظ آينده كار ايشان اهميت فراوان داشت. زيرا هدف آن رهايي سراسر خراسان از سلطه مغولان بود. يكي از شاعران درباري ملك هرات، اهميت اين نبرد را چنين توصيف مي‌كند:
گر خسرو كرت بر دليران نزدي          وز تيغ يلي گردن شيران نـــزدي
از بيم سنان سربداران تا حشـــــر     يك ترك دگر خيمه به ايران نزدي (ص 64)
ادامه نوشته